پنجشنبه, 05 مرداد 1396

نامه ای برای نوری زاد در نقد یک بوسه

نامه الکترونیک چاپ PDF

جناب دکتر خزعلی
سلام و ارادت مرا بپذیرید. بنده به شما و دیانت و تقوای تان ارادت دارم. در پی نامه ساختار شکنانه جناب نوریزاد در مورد بوسه بر پای کودک بهائی نامه ای در ششم مرداد برای ایشان فرستادم که اعلام وصول نمود و ضمن تشکر پاسخ داد ان را در سایت خود منتشر می کند البته با پاسخی کوتاه.

چند روز صبر کردم ایشان نامه مرا برخلاف قولش منتشر ننمود با اینکه کامنت های بهائیان و مدافعان نظریه خود را تا امروز(دهم مرداد) بالا آورده است و بعید می دانم این کار را بکند زیرا دل به مدح بهائیان بست نه نگاه منتقدان. چون از دوستی شما با ایشان مطلع هستم خواهشمندم بدلیل استنکافش از درج نامه بنده، جنابعالی جهت روشنگری سخن مشفقانه بنده برای هموطنان عزیز این نامه را در سایت خود منتشر فرمایید.

ارادتمند دکتر حسین پژوهش
..................................................................... پاسخ من:


دوست گرامی؛

من هم اخیراً در این باره با برادر عزیزم محمد نوریزاد نشستی داشته ام، به یقین حرکت نمادین نوری زاد در تایید اندیشه ای باطل نبوده است و او پیرو سنت نبی(ص) و سیره علی(ع) است، اما او می خواهد بگوید که در حکومت علی علیه السلام، با اندیشه باطل چگونه عمل می شود!

او می خواسته است که تصویری از دلجویی و عیادت رسول گرامی اسلام (صلوات الله و سلامه علیه و علی آبائه) از آن مشرکی که خاکستر بر سر حضرتش می ریخت ارائه کند، عزیز من ما از رسول خدا برتر نیستیم، و اینان با مقدسات و باورهای ما بازی کردند، اما ما به شیوه اهل بیت باید اندیشه باطل را با اندیشه پاسخ دهیم، ظلم، ظلم است، حتی بر ظالم روا ندارید که ظلم شود، او را به قدر ظلمش عقوبت کنید...!

من هم درد شما را دارم، اما این روزها بهترین روزهای بهاییت است و در واقع ندانم کاری جناح حاکم در برخورد با این اندیشه باطل، آنها را به ماه عسل مظلومیت و تظلم برده است، من اگر حاکم بودم، به جای 20 سال حبس به سران این فرقه، 20 دقیقه وقت در صدا و سیما می دادم و با بهره گرفتن از صاحبنظران، پاسخی شایسته به آنان می دادم، تا جوانان هم از کنه ماجرا مطلع و در دام این فرقه نیافتند.

عزیز من بهترین پاسخ برای سخن باطل، سخن حق است، جناح حاکم با نشان دادن داغ و درفش، سخن ما را هم ناکارامد کرده است و البته فریاد مظلوم بیشتر به گوش می رسد و دیگر هر چه از ظلم تاریخی که بر این ملت و شیعه از ناحیه بابیت و بهاییت رفته بگوییم و اینکه چگونه اینان خون به دل امیر کردند، صدای ما به جایی نرسد.

من هم با سلب حقوق شهروندی - حتی اندیشه های باطل - مخالفم، علی علیه السلام حقوق قاتلش از بیت المال را قطع نکرد! و در خطاب با خوارج فرمود :" اگر سکوت کنید، سکوت می کنم، اگر سخن بگویید با سخن می گویم و اگر شمشیر بکشید با شمشیر پاسختان می دهم " و هرگز آغاز گر هیچ جنگی نبود.

دوست عزیز؛ حرکت نوری زاد تایید اندیشۀ والدین آرتین نیست، او صرفنظر از دین و مذهب و فرقه و قومیت، از ظلمی که به نام دین بر اقلیتی برود برآشفته است. او می خواهد بگوید اسلام عزیز و شیعه، اینگونه با مخالفش برخورد می کند، این حرکت تایید آن فرقه نبوده و نیست و نخواهد بود، لابد میرزا جواد آقای تهرانی - آن عارف واصل و زاهد سالک - که کفش پیش پای مخالفین خو جفت می کرد، اندیشه باطل مخالف را تایید و ترویج کرده است!  من نیز در بند 350 با هموطنان بهایی گفتگوهای دوستانه ای داشتم، اندیشه آنها را رد می کردم و در دفاع از حقوق شهروندی در کنارشان بودم و از آنها دفاع می کردم، آنها نیز با عقیده من مخالف بودند و در ظلمی که بر من می رفت همراه و در کنار من بودند. برایم در دفتر خاطراتم یادگاری می نوشتند،  ما باید برای ترویج اندیشه ناب شیعی به سیره ائمه هدی عمل کنیم، کی و کجا پیامبر و ائمه کسی را به خاطر اندیشه باطلی در حبس کردند؟! بگذریم، نامه پر محتوای شما را منتشر می کنم، هر چند یقین دارم که نوریزاد هم آنرا منتشر خواهد کرد.

10/5/92

مهدی خزعلی

......................................................... و اما نامه دکتر حسین پژوهش به محمد نوری زاد

 

به نام خداوند مهرگسترِ مهربان

"هشيار باشيم"!

جناب آقای محمد نوری​زاد
نامه​ی سرگشاده و سراسر احساس و دل​نوشته​ی دراماتیک جناب​عالی را که با «بوسه بر پای یک بهائی کوچک» اسباب شگفتی را فراهم می​کرد، ناباورانه چند بار خواندم.
البته هنگامی که به یاد آوردم چندی پیش هم، جنابعالی با ابراز شرم و سرافکندگی، از بهائیان ایران پوزش طلبیده​اید، کمی از شگفتی​ام کاسته شد و ناگفته نماند که خودم را هم سرزنش کردم که چرا همان هنگام نکوشیدم تا شما را، با کنار زدن نقاب تزویر و دروغ از چهره​ی تشکیلات هزارتوی بهائیت، از آن​همه سرافکندگی برهانم و بگویم:
همان​طور که بسیاری از هم​وطنان فریب​خورده​ی بهائی کشورمان، بازی​خوردگانِ کارگردانانِ اصلی حیفانشین​اند، شما نیز تحت تأثیر احساسات شاعرانه، و البته انسا​ن​دوستانه و صد البته نادانسته، فریب تشکیلاتی را خورده​اید که سال​هاست در این مملکت شیعه، به اغواگری اشتغال دارند.
و باز به یاد آوردم که همان زمان یکی از مورّخان نام​آشنا و آشنا به حوزه​ی بهائیت، پاسخی درخور، به شما داده است که اگر حسن ظنّ داشته باشیم باید بنا را بر آن بگذاریم که از محتوای آن نوشته​ی روشنگر و دیگر مسائل پشت پرده​ی بهائیت، آگاه نیستید که اینک در پی آن​همه شرمساری پیشین، مجبور شده​اید دیگر بار بر پای یک کودک بهائی بوسه بزنید و به این بهانه مرجعیت و روحانیت شیعه را به چالش بکشانید.

جناب نوری​زاد
من به عنوان یک مسلمان و یک شیعه، از آن​همه مغلطه​ و تحریک غیر منصفانه​ی عواطف انسانی و اسلامی و تلاش در راستای پنهان کردن "ریشه" و چالش بس بزرگ​نمایی شده​ی "شاخه"، افسوس خوردم و چون بنا را بر عدم آگاهی جناب​عالی از بسیاری " نقشه​های تشکیلات مرموز و مخفیِ بیت العدل برای ایجاد تفرقه و تشتت در جامعه​ی ایرانی، نهادم، بر آن شدم تا نکاتی را به عرض و آگاهی شما برسانم.
انتظار دارم جنابعالی که خود را از تبار اندیشه​ی تابناک علوی می​دانید و با استناد به روش امیر مؤمنان و پیشوای پرهیزگاران، افتخار آن را دارید که هم​چنان شیعه باشید، رسم جوان​مردی پیشه کنید و پاسخگوي پرسش​های این نوشتار باشید و اگر آن​ها را راست دانستید، در نوشته​ای دیگر از ساحت مقدسات شیعه و نیز مرجعیت پوزش بخواهید که بی​تردید این پوزش​خواهی بر مرتبت و منزلت شما می​افزاید و در پی دلشاد کردن پیشین، این​بار دل دشمنان دین و مملکت را به درد می​آورد.

• پرسش​های بخش یکم:
آیا تاریخ پیدایش بابیت و در پی آن، بهائیت و سير حوادث و ايجاد جنگ هاى داخلى و اقدام به ترور تا بلوى در عراق و انشعابات و دعواهاى داخلى بهائيان و ازليان را خوانده​اید؟
آیا از پی​آمدهای اجتماعیِ ترورها و آدم​کشی​های بابیان و بهائیان در این مرز و بوم آگاهيد؟
آیا می​دانید فتنه​ی باب موجب بروز سه جنگ داخلی (طبرسي و نيريز و زنجان)در این مرز و بوم و كشتار بسياري از هموطنانمان شده است؟
آیا می​دانید در دوران ناتوانی دستگاه حاکمیت قاجار، اگر نبود عنایات خداوندی، وحدت ملی این مرز و بوم با خطری بس جدی رو در رو می​شد؟
آن​چه در این آوردگاه تقابل شیعه و دشمنان قسم​خورده​اش رخ داده ،بی​تردید نخستین حادثه نبوده است؛ راستی چرا جناب​عالی در نوشته​ی خود اشاره​ای هر چند کوتاه و کنایه​آمیز، به
" عاملان اصلی و پدیدآوردندگان" این پدیده​ی - البته ناخوش​آیند- فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، نکرده​اید؟ ظلم بر هر كسي قبيح است اما چرا از"البادى اظلم" كه اساس اين فتنه را در كشور امام زمان سلام الله عليه نهاد،سخن نگفته ايد؟

• پرسش​های بخش دوم
آیا از حمایت​های آغازین و بی​پروای امپراطوی روس از فتنه​ی باب، آگاهید؟
آیا می​دانید سفیر روس در تهران مجدّانه به حمایت از بهاء الله( بابیِ متّهم در ترور شاه در آن​زمان و پیشوای بعدیِ بهائیان) برخاست و مانع اعدام او شد؟
آیا خبر دارید که بهاء الله بعدها که ادعای پیامبری کرد، لوحی آسمانی در دعای بر امپراطور روس به سببآن خدمت گران​بهای الهی، نازل کرد و او را سخت ستود؟
آیا خبر دارید که در پی فروپاشی امپراطوری تزاری، گرگ پیر استعماربریتانیای کبیر، به حمایت از عبد البهاء و بهائیت، آستین همت بالا زد؟
لابد مطّلع​اید که به پاس خدمات بی​دریغ عبد البهاء، در ماجرای اشغال فلسطین و استقرار نیروهای اشغالگر انگیس در آن سرزمین، عبد البهاء مفتخر به دریافت نشان پهلوانی ویژه​ی امپراطوری انگلیس می​شود و "سِر عبد البهاء" لقب می​گیرد؟
به راستی جناب آقای نوری​زاد فکر نمی​کنید در آن ایامی که سفارت روس در حمایت از بابیت و سپس دولت بریتانیای کبیر، از توسعه​ی بهائیت در ایران، می​کوشیدند، داوری امروز امثال جناب​عالی را آرزو می​کردند؟!

• پرسش​های بخش سوم
آیا از نقش بسیار مهم و اساسی بهائیت در تشکیل دولت غاصب اسرائیل آگاه​اید؟
آیا می​دانید سران و پیشوایان بهائی( از جمله روحيه ماكسول همسرشوقي افندى) بهائیت و اسرائیل را "حلقه​های یک زنجیر" می​دانند؟
آیا در وابستگی تشکیلات پیچیده​ و چندلایه​ی حزب سیاسی و دین​نمای بیت العدل در قلب رژیم اشغال​گر قدس، به سرویس​های امنیتی اسرائیل تردید دارید؟
آیا سلطه​ی تبلیغی آنان را با استقلال و تمامیّت ارضی این آب و خاک، در تضادّ نمی​بینید؟
آیا "عدل" و "انصاف" را در تراز فرهنگ​سازان انگلیسی و نظریه​پردازان اسرائیلی و بر مبنای دستورالعمل​ها، بیانیه​ها و رهنمودهای اتاق فرماندهی بهائیت [بیت العدل] ترجمه نمی​کنید؟
جناب نوری​زاد، چگونه به خود اجازه می​دهید در آبی که از آن سوی مرزهای تنها کشور شیعه در این کره​ی خاکی، دستور گِل​آلود کردن آن به هر بهانه و مناسبت [موجه یا ناموجه] صادر می​شود، لابد ندانسته، ماهی عاطفه و احساس بگیرید؟!

• پرسش​های بخش چهارم
آیا از شدّت دشمنی بهائیت با باورهای اصیل شیعی و اسلامی، آگاه​اید؟آيا مي دانيد كهآنان اسلام را منسوخ و تاريخ مصرف گذشته مي شمرند و از سوي بيت العدل مأمور به تبليغ آنند و در پيام هاي متععد ( از جمله پيام اسفند٩١)بر تبليغ آن پاى مي فشرند؟
آیا می​دانید بهائیت و حتی بسیاری از بهائیان، به امام زمانی که شما هم به او اعتقاد دارید، کینه​ای دیرین دارند و او را موهوم می​دانند؟
آیا از جلسات علنی آنان در دوران پیش از انقلاب خبر دارید که آشکارا به مبانی و مقدّسات اسلام حمله می​کردند؟
آیا می​دانید که در همان زمان، احکام و قوانین دین مبین را به تمسخر می​گرفتند و اسلام را دین کهنه​پرستان می​نامیدند؟
آیا می​دانید هم اینک نیز در نشست​های خصوصی خود همان​ سخنان را می​گویند و باورهای اصیل اسلامی را به تمسخر می​گیرند؟
جناب نوری​زاد، فراموش نکنید که حداقل 98% مردم این مرز و بوم، مسلمان​اند و بدانید که توهین به مقدّسات آنان، سرلوحه​ی برنامه​های حیفانشینان است.
چرا بازی با باورهای دینی مردم را برنمی​تابید و نامه​ای هم به همان سوزناکی در شکوه و شکایت از آن حرکات شیطانی سست کردن اعتقاد و ایمان مردم، نمی​نویسید؟

• پرسش​های بخش پنجم
آیا از تلاش​های مضاعف و پی​گیر تشکیلات تبلیغی بهائیت در سست کردن اعتقادات مردم، مطلع​اید؟
آیا می​دانید در برخی از کشورهای مثلا دموکراتیک، تلاش برای تغییر دادن دین دیگران، نوعی جرم به شمار می​آید؟
آیا می​دانید اقدامات تبلیغی بهائیت - که اغلب مخفیانه صورت می​گیرد- موجب بروز اختلافات اعتقادی در میان خانواده​ها می​شود و برخی بنیاد​های خانوادگی را برمی​اندازد؟
آیا خبر دارید که تهاجم تبلیغی بهائیت، که پیوسته با پیام​های بیت​العدل بر انجام آن تأکید می​شود، خود عامل مهمی در بروز تضییقات و تنگناهای اجتماعی برای بهائیان بی​خبر و ناآگاه است؟
و طرفه آن​که آیا می​دانید بهائیتی که تبلیغ را در ایران از اوجب واجبات می​داند، همان واجب را در اسرائیل ممنوع می​شمارد و دامنه​ی این ممنوعیت و حرمت بدانجا می​انجامد که بهائیان حتی حق ندارند خارج از اسرائیل هم یک نفر اسرائیلی را تبلیغ کنند؟!
جناب نوری​زاد، آیا بهتر نیست برای شناخت "مقصر واقعی" از "واکاوی برشی" مسأله و "نگرش سطحی و مقطعی" بپرهیزید واز "ریشه" تا "شاخه" را با نگاهی جامع​ و فراگیر، به تیغ نقد بکشید؟

• پرسش​های بخش ششم
آیا می​دانید در بسیاری از جنایات تاریخ بشری، بهائیت که پیوسته خود را پاسدار آرمان​های انسانی جا می​زند، سکوت اختیار کرده است؟
آیا خبر دارید که مثلاً ماجرای ننگین بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را تمامی کشورها جهان و سازمان​های جهانی محکوم کردند؟
آیا می​دانید که سران تشکیلات جهانی بهائیت، یعنی بیت العدل، کم​ترین عکس العملی در برابر آن جنایت کم​سابقه و بلکه بی​سابقه​ی بشری، نشان نداد و سکوت محض اختیار کرد؟
آیا می​دانید هم اینک در کشورهایی چون عراق و افغانستان و لبنان و سوریه و پاکستان، هزاران انسان، تنها به جرم شیعه بودن، کشته می​شوند؟
آیا خبر دارید که بهائیت و تشکیلاتش، در راستای تأیید اقدامات استکباری، هیچ​گاه کم​ترین سخنی در محکومیت این​گونه جنایت​های بشری، نگفته است؟
آقای نوری​زاد جا ندارد که جناب​عالی هزاران آرتین مظلوم، بی​گناه و گرسنه را - که مثل آرتین درام شما آن​قدر سعادتمند نیستند که هفته​ای یک​بار آغوش گرم پدر و مادر زندانی خود را تجربه کنند- یاد کنید؟
بهتر نیست دریای احساسات شما برای آرتین​هایی از قبیله​ی قبله هم طوفانی شود و دستشان را ببوسید و بر تنهایی و مظلومیّت واقعی​شان، اشک بریزید و تشکیلات بیت العدل را -که هیچ احساسی در برابر این​گونه جنایات بشری ندارند- نفرین و سخنان سخیفی را که به ناحق راجع به روحانیت و مرجعیت شیعه گفته​اید، بر آنان بار کنید؟
راستی جناب نوری​زاد، چگونه است که بهائیت با تمام قد و با همه​ی امکانات گوناگون جهانی، به پا می​خیزد و مقوله​ای نه چندان فراگیر و البته نه مورد تأیید، به نام " بهائی آزاری در ایران" را چنان بزرگ می​کند که گویی هر روز صدها بهائی به تیغ تیز جلادان سپرده می​شوند!
صدا و ندای مظلومیّت بهائیان چنان در بوق و کرنا نواخته می​شود که گوش فلک را هم کر می​کند.
آیا تصور نمی​کنید که مظلوم​نمایی شگردی باشد که بهائیت را جز آن​ چیزی که هست بنمایاند؟
نکند مظلومیّت جعلی و ساختگی بهائیان، دامی باشد که نه تنها شما و امثال شما، بلکه برخی دیگر از دست​اندر کاران برخورد با بهائیت، در آن افتاده باشند؟
آ ری، برادر مسلمان، تو مو را می​بینی، ولی پیچش مو را نمی​بینی، ابرو را می​بینی، ولی از دیدن اشارت​های ابرو، غافلی.
جناب نوری​زاد، هشيار باشيد و ندانسته و ناخواسته، آدرس غلط ندهید ومردم را به بی​راهه نکشانید.
خوشحال خواهم شد اگر كمى مطالعه فرماييد و در مطالبى كه عرض شد بينديشيد. اينجانب آماده گفتگوى حضوري يا از طريق ايميل هستم و چنانچه علاقمند باشيد مستندات مطالب فوق راتقديم نمايم.
دكتر حسين پژوهش

............................................................

*تصویر قدیمی است و مربوط به نشست اخیر نیست*

افزودن نظر


Joomlart