دوشنبه, 27 دی 1395

شریعتمداری و انجمن حجتیه!

نامه الکترونیک چاپ PDF
  یادش به خیر، سال دوم دبیرستان علوی - مدرسه ای که در نظر آقای شریعتمداری مهد و پایگاه انجمن حجتیه است - با اکثریت بچه های کلاس هم داستان و همراه عازم جبهه شدیم، دوره 23 علوی که بعدها به دوره نورمعروف شد و «کانون فرهنگی نور» نیز مجمع این دوره است، بیشترین رزمنده بسیجی را در خود جای داده است به گونه ای که کلاس ها تعطیل شد تا ما از جبهه برگردیم و درس ها از همان جا که رفته بودیم ادامه یافت. حاج آقا مصطفی (فرزند ارشد آیت الله خامنه ای ) و حاج سعیدآقا (فرزند ارشد آیت الله مهدوی کنی) و امیرحسین رفیقدوست (فرزند ارشد حاج محسن رفیقدوست) از چهره های سرشناس دوره 23 علوی بودند. آقا مصطفی خامنه ای هم جهت اعزام به جبهه همراه ما بود ولی در روز دوم آموزشی در پادگان امام حسین(ع) ما را روی برف ها غلتاندند و آقا مصطفی سینه پهلو کرد و از ما جدا شد و به جبهه نیامد. برادر رضا داننده فر، مسئول ارزیابی گردان، جوان با اخلاص و با صفایی بود، یک شب برای بچه ها سخنرانی می کرد، می گفت: «در این جبهه حتی انجمنی ها نفوذ کرده اند!» من پرسیدم: « انجمن ها کی هستند؟» و آن عزیز هیچ نمی دانست! (لااقل آقای شریعتمداری می داند و دروغ می نویسد!) و فردا صبح بر روی پوشه پرونده من با ماژیک درشت نوشت: «انجمنی». بحمدالله تاکنون عضو هیچ حزب، دسته، انجمن و جناح نبوده ام، نه تنها عضو انجمن حجتیه نبوده ام حتی عضو انجمن اسلامی دانشگاه نیز نبوده ام، می خواستم همیشه آزاد باشم و بتوانم آزادانه هر دو طرف را نقد کنم و خطای احزاب و جناحها را به پای من ننویسند، همان گونه که پدر نیز عضو هیچ دسته، فرقه، حزب و انجمن نبوده است حتی حزب جمهوری!
روز بعد برادر رضا گفت: « سه آیه اول سوره صف را حفظ کنید» و فردایش سئوال کرد، فقط دست بچه های علوی - دست پرورده های انجمن - بالا رفت! و اوگفت: « اینها که از قبل حفظ بودند!»
آنروز با دخالت پدر و محسن رضایی کلمه انجمنی از روی پرونده من پاک شد، اما برای من بسیار دردناک بود اگر با برچسب انجمنی، کسی که در تمام دوران طاغوت پدر را در زندان، تبعید و یا فرار دیده است و تا آخرین لحظات در کنار برادر شهیدش مبارزه کرده است از حضور در جبهه های جهاد در راه خدا محروم می شد و با عنوان انجمنی می خواستند او را از فیض مصاحبت شهدا محروم سازند!
در مدرسه با بسیاری از انجمنی ها هم کلاس بودم، یکی از یکی بهتر و دیندارتر، بخاطر دارم برادر عزیزم دکتر محمود را- همکلاسی مدرسه علوی- هرگاه می خواستیم از تقاطع خیابان فخرآباد و سپاه عبور کنیم، می ایستاد تا چراغ اتومبیل ها قرمز شود و ما نیز به احترام تقید او می ایستادیم، او نمی گفت چون حکومت اسلامی است عبور از چراغ قرمز حرام است، چه آنکه آن موقع عابر پیاده چراغ نداشت و فرهنگ انتظار برای عابر پیاده مطرح نبود، او می گفت مسیرمتعلق به ماشین هاست، حق الناس است و به اندازه لنت ترمزی که مصرف می کنند بایستی در آن دنیا پاسخگو باشیم. هرگز ندیدم من غیر حق از چراغ راهنمایی عبور کند. بچه های انجمن از صفای باطن، حضور قلب و خلوص نیت خاصی برخوردار بودند، آنان که به جبهه آمدند چشم و چراغ جبهه شدند، علی رغم سن کم، رزمندگان مسائل شرعی خود را از آنان می‌آموختند و هرگز روحانی قرارگاه به پای آنان نمی رسید. چه دعای کمیل و ندبه پرشوری داشتند.
اخیراً مصاحبه ای از آقای حسین شریعمداری در نشریه همشهری جوان درج شده بود که سراسر کذب و غیرمنصفانه بود، برخود فرض دیدم از حق دفاع کنم، هرچند برایم گران آید، با خدای مهدی (عج) معامله می کنم و از او استمداد می طلبم تا پاسخ آقای شریعتمداری را آنگونه که شایسته است تحریر کنم.
1- ارتباط تاسیس انجمن حجتیه به عطااله شهاب پور (مدیرنشر نوردانش) و حشمت الله دولتشاهی و علی اشرف کشاورز و طرح تقدیر ذات همایونی(شاه)، یک مغلطه آشکار است و همگان   می‌دانند انجمن خیریه حجتیه با هدف مبارزه با فرقه ضاله بهائیت - که یک فرقه سیاسی و استعماری بود - توسط عالم ربانی، فقیه عالیقدر حضرت آیت الله حاج شیخ محمود حلبی تاسیس شد و آن بزرگوار از ذخائر معنوی شیعه و از منتظران شایسته حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه بود، حتی برای دفن آن بزرگ حضرت آیت اله خامنه ای شخصاً دستور مساعدت صادر فرمودند. بعد از معظم له آقای مهندس سجادی کسی است که اخیراً رهبر انقلاب او را گرم در آغوش گرفته است و شخص دوم انجمن آقای مهندس مادرشاهی مشاورعالی آیت اله خامنه ای دردوران ریاست جمهوری بوده است و خدمات این بزرگواران به اسلام و انقلاب بر کسی پوشیده نیست.
2- تز جدایی دین از سیاست هرگز شعار انجمن نبوده و مبارزه با بهائیت، مبارزه با یک فرقه سیاسی مورد حمایت سیا و موساد بوده است، فراموش نکنیم امیر عباس هویدا - که 14 سال نخست وزیرایران بود - یک بهایی بود، انجمن ریشه های فکری یک فرقه استعماری را - که می رفت بر خاورمیانه سلطه یابد - هدف گرفته بود وبایستی دراساسنامه خود را یک خیریه مذهبی معرفی کند چرا که در غیراینصورت به عنوان یک حزب سیاسی مجوز فعالیت  نمی دادند. اساساً تمام فعالیت روحانیون حول محور دین و مذهب شکل  می گرفت نه یک انجمن یا حزب سیاسی و ما پیروزی انقلاب را مرهون یک نهضت مذهبی، ایدئولوژیک و اعتقادی هستیم نه یک جنبش حزبی و سیاسی!
اخذ مجوز صرف وجوهات شرعیه در مسیر اهداف عالیه انجمن از حضرت امام خمینی (قدس سره) نمادی بر تابعیت انجمن از مراجع عظام تقلید و ولایت فقیه است، در آن زمان آیت الله حلبی برای انجمن یک برنامه و هدف تخصصی تعریف می کند و می گوید، می خواهیم به صورت تخصصی روی این انحراف و فرقه ضاله استعماری کار کنیم و این مهم بی بانی و مسئول مانده است، در حوزه ها بسیاری به فقه و اصول و تفسیر و مباحث کلامی مشغولند، که مهم است و مثال می زند که آقایان متخصص «قلب و عروق» و «مغز و اعصابند» و به کار مقدس خود مشغولند و ما  نیز متخصص بواسیر هستیم و بهائیت همان براسیر است که توسط ما باید جراحی شود.
3-  با پیروزی انقلاب، اعضای انجمن به صف انقلابیون پیوستند و حتی شهید دادند و اولین میزبانان امام (ره) همین انجمنی ها بودند و مدرسه علوی ستاد انقلاب شد. علامه کرباسچیان به محضر امام شرفیاب می شود و امام می فرمایند: «دیدید که مشت در برابر سندان پیروز شد.» علامه با همان صراحت لهجه خاص مردان خدا می فرماید: «آقا ما خر بودیم نمی فهمیدیم » و امام(ره) از او دلجویی و تجلیل می کنند و می فرمایند: « شما آدم تربیت کردید.» آری از همان مدرسه علوی (ستاد انقلاب) توده ایها خطر سازمان یافته و ایدئولوژیک انجمن را در بیخ گوش خود حس کرده و شروع به تخریب انجمن نمودند، بسیاری از دوستان انقلاب فریب خوردند و انجمنی را طرد کردند، انجمن که در چالش های اول انقلاب همگام با نهضت و در حمایت انقلاب اطلاعیه صادر می کرد توسط انقلابیون طرد و حذف شد. حتی آنان را از معلمی در آموزش و پرورش منع می کردند و در واقع انجمن نبود که انقلاب را ترک می‌کرد، این انقلابیون بودند که انجمن را طرد کردند و انجمنی ها- که بسیاری مقلد امام بودند- را از همراهی با انقلاب محروم کردند، شاهد مثال زنده آن خود من که هرگز دقیقه ای را در انجمن یا جلسات آنان نبوده ام، می خواستند با نام انجمن از توفیق جبهه و جنگ محروم کنند!
در نهایت چشم بیدار شهید مطهری مثل همیشه توطئه توده ایها را پیش از همه شناخت و به همراه آیت الله خزعلی به نزد امام رفت و از ظلمی که به انجمنی ها می رود گلایه کرد و امام (ره) آیت الله خزعلی را به عنوان نماینده خود در انجمن منصوب فرمودند و این تنها نماینده امام در یک حزب و یا گروه است، حتی امام در حزب جمهوری نیز نماینده تعیین نفرمودند .
و بعدها جلسات مفصل بین نماینده انجمن، نماینده امام، نماینده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نماینده سپاه پاسداران و آقای جنتی در محل شورای نگهبان برگزار شد و نهایتاً رفع شبهات شد و همین آقای جنتی در جلسات قانع شده و بر مظلومیت انجمن صحه می گذارد، اما به واسطه تاثیرات برخی افکار تند به یکباره در خطبه های نماز جمعه تحت عنوان چند سئوال از انجمن حجتیه حملات خود را متوجه اینان می کند و پس از آن نیز مکرر قول به جبران می دهد که ظاهراً هنوز پس از قریب سه دهه فرصت جبران پیدا نکرده است.شاید اکنون که پای مبارک را لب گور می بیند و به فکر حلالیت افتاده است، جبران کند ! بهترین سند، انتشار مذاکرات مذکور در جامعه است، بجای انتساب مطالب کذب و غیر واقع ، اگر می خواهید حقیقت روشن شود مذاکرات چهارجانبه آن زمان را منتشرکنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد . حضرات آیات جنتی، خزعلی، راستی کاشانی می توانند بر این مذاکرات شهادت دهند.
4- نوشته اید: «مبارزه انجمن با بهائیت مهم نبود» ، آقای شریعتمداری آنها دست خالی با کسانی مبارزه می‌کردند که تمامی ارکان قدرت شاه را در دست داشتند و توطئه ای طراحی کرده بودند تا با پر کردن فرم های سرشماری آماری، مذهب رسمی کشور را تغییر دهند (ظاهراً ارائه آمار نادرست خاص آقای احمدی نژاد نیست و مسبوق به سابقه است !) و این توطئه با درایت انجمن که در محافل بهائیت نفوذی غیرقابل تصور داشت خنثی می شود . اینک شما با در دست داشتن تمامی ارکان حکومت کار را به جایی رسانده اید که بهائیت رسماً اعلام موجودیت می کند ! و با تدبیر و تلاش فرهنگی امثال شما امروز در کشور دو معضل داریم، فرقه ضاله بهائیت و فرقه ضاله وهابیت و کیهانی ها هیچ رجلی را برای پاسخ به شبهات آنان ندارند و باز مراجع و علمای قم برای پاسخ مستدل و علمی به دو فرقه ضاله ، دست به دامان پرورش یافتگان انجمن حجتیه شده اند . البته از نظر شما نیازی به بحث وپاسخ منطقی و مستدل نیست تا جایی که چماق کارساز است !
5- نوشته اید: « مبارزه انجمن با بهائیت، مبارزه ای برای ساخت جریان انحرافی موازی در پی انکارحضرت صاحب الزمان (عج) است .» معنی این کلمه قصار شما را نفهیدم یعنی مبارزه با بهائیت و نفی امام زمان (عج) دو جریان موازی برای انکار امام زمان است ؟ پس چه چیزی عاید می شود ؟ و اضافه کرده اید: « سازندگان جریان موازی 2 عامل را ضروری می دانند : اول عامل تخدیر که باید عضو جذب شده را تخدیر و آنها را به انسانهای خنثی تبدیل نمایند . دوم: عامل جذب، که مبارزه با بهائیت عامل جذب است چرا که ظلم ستیزی از آموزه های قرآن است .»
این یک پارادوکس است، اگر عناصرتخدیر و خنثی شده اند، دیگر عامل جذب که مبارزه و ظلم ستیزی است چیست ؟ ! اگر عناصر تخدیر شده با دین بیگانه اند، آموزه های قرآنی، چیست ؟ شما ناخود آگاه اقرار و اعتراف نموده اید که عناصر انجمن افرادی با آموزه های قرآنی ظلم ستیز و مبارز بوده اند.
6- آورده اید: « انجمن می‌گوید در غیبت معصوم کسی نباید حکومت تشکیل دهد .» این سخن که نهی است و «نباید تشکیل دهد» حرف انجمن نیست، اینکه بسوی خود دعوت نکند و داعیاً الی الله و الی رسوله و الی حجته باشد، سخن انجمن است . پس هر دعوتی بسوی خود و ادعای مهدویت باطل است . اما اینکه قبل از ظهور حضرت و کسی جز او، توانایی تشکیل حکومت اسلامی بر پایه عدل و قسط را داشته باشد محل تردید جدی است، کما اینکه پس از 30 سال هنوز نتوانسته ایم ادعا کنیم بسوی حکومت عدل علی علیه السلام در حرکتیم و شاید سالهای اخیر فاصله هم گرفته ایم . البته شاید آقای شریعتمداری نیز مثل احمدی نژاد معتقدند که ما در بهشت زندگی می کنیم و فقر و فسادو فحشاء بهشت موعود و مدینه فاضله آنان است .
و باز در زمان حضرت امام (ره) امثال شما نزد آن بزرگ نقل کردند که انجمن معقتد است باید فساد زیاد شود تا حضرت ظهور کنند و نتیجه گرفتند برای ظهور حضرت باید در توسعه و ترویج فساد کوشید ! و استناد کردند به حدیث نبوی (ص) که فرمود: «فیملاءالارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلما و جورا »
اولاً: این سخن انحرافی از انجمن نبوده و مربوط به آخوندی در خمین بوده است و نقد و حمله امام متوجه آن روحانی کج فهم بوده نه انجمن . ثانیاً: حدیث نبوی دال بر پر شدن دنیا از ظلم و جور است نه فساد. و ظلم دو سو دارد، یک طرف اقلیت شکمباره ظالم و یک طرف اکثریت گرسنه مظلوم و حضرت برای نجات اکثریت مردم دنیا که او را می خوانند ظهور می کند .
ثالثاً: مبارزه با بهائیت از مصادیق مبارزه با فساد و ظلم و جور است و نمی تواند با اعتقاد ترویج و توسعه ظلم و فساد سازگار باشد و دلیل روشن و برهان قاطع است بر رد این فرضیه ( آفتاب آمد دلیل آفتاب         گر دلیلت باید از وی رخ متاب )
در خاتمه باز اعلام می کنم اینجانب هیچ ارتباطی با انجمن نداشته و ندارم و به آقای شریعتمداری توصیه می‌کنم بجای مخالف تراشیدن، از اعضای انجمن دعوت کنید تا مبارزه علمی و منطقی با فرق ضاله بهائیت و وهابیت را سازماندهی کنند و مبارزه چماقی به منطقی بدل شود .نکند با ندانم کاری شما بهائیت به کشور امام زمان (عج) باز گردد همانگونه که رییس حکومت خودگردان فلسطین (محمود عباس - ابومازن ) یک بهایی است.
دوشنبه 8 مهر 1387
دکتر مهدی خزعلی
برگی از سایت هک شده قبل

نظرات

 
  سيد علي حسيني 
سلام عليكم
واقعا از مقاله منصفانه و بي غرض شما كمال تشكر را دارم.اميدوارم هميشه در پناه امام زمان(عج) مؤيد و منصور باشيد.از خدا براي شما عمر با بركت و همراه با صحت و عافيت طلب ميكنم. چه عجب بالاخره يه نفر پيدا شد بدون ترس و واهمه حرفش رو بزنه و حقايق رو اونطوري كه هست بگه. بعضي از مسئولين بزرگوار اين مملكت در قبال انجمن خيلي بد كرده اند و فقط خدا ميداند كه چطور اون دنيا ميخوان جوابگو باشند. من بعنوان يك انجمني معتدل كه از خانواده شهيد هم هستيم به هيچ وجه از اين آقايان نميگذرم. بخدا قسم جووناي پاكي كه ما تو انجمن داريم و خالصانه برا آقاشون كار ميكنند رو هيچ جاي ديگه تو اين مملكت نديدم. جوونايي كه هيچ چشم داشتي ندارند و فقط به فكر ياري آقاشون هستند. البته انكار نميكنم كه افرادي هم داخل همين انجمن هستند كه درست عمل نميكنند و گاهي اوقات سخنان نابجايي بر خلاف مصلحت اين مملكت كه متعلق به امام زمان است ميزنند كه شايسته يك يار واقعي نيست.
به اميد روزي كه سيد ما بيايد و حق از ناحق مشخص شود و بين شيعيان يك اتحاد واقعي برقرار شود.
شنبه 04 آبان 1387, 11:19
 
ملاقات انجمن با حضرات آیات خزعلی و جنتی
سال 1360 قرار ملاقاتی با آقای جنتی در محل شورای نگهبان داشتیم، به همراه مسئولین انجمن خدمت ایشان رسیدیم نیم ساعت قرار 5/4 ساعت به درازا کشید، و در پایان ایشان با صدای بلند گفتند: "شما تا امروز یک حامی داشتید و از امروز دو حامی دارید، جنتی و خزعلی!"
بعد از ملاقات با ایشان با آیت الله خزعلی ملاقات داشتیم، هنگام ورود آیتالله خزعلی ، تلاقی بین دو بزرگوار موجب شد ، یکربع ساعت با هم گفتگو کنند، با ورود آیت الله خزعلی به اتاق ملاقات، فرمودند: "چکار کردید که ایشان را از این رو به آن رو کردید؟"
یک ماه بعد، در جمعه دوم محرم، آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه به انجمن حمله می کند وطرح چند سئوال از انجمن را می نماید!
اینجانب در سفری که به کراچی داشتم در محفل بهائیان کراچی شرکت کردم، دیدم جشن گرفته اند و می خواهند دعای لوح احمد بخوانند، به مناسبت این که انجمن حجتیه توسط آقای جنتی منکوب شده است!
باز جلسه ای با آقای جنتی در حضور آیت الله خزعلی داشتیم، آقای خزعلی از ایشان گله کردند که چرا از من سئوال نکردید؟ من که نماینده امام در انجمن بودم، و در یک خانه زندگی می کنیم ، و آقای جنتی دست در جیب می کند و کاغذی با آرم سپاه در می آورد و می گوید قبل از اینکه از منزل خارج شوم و به نماز جمعه بروم این کاغذ را سپاه به من داد و گفت بگو من هم گفتم !
در آن جلسه آقای جنتی در حضور آقای خزعلی قول داد که جبران کند ، ظاهراً پس از 27 سال فرصت جبران پیدا نکرده است! والسلام
پنجشنبه 09 آبان 1387, 14:17

 م
 
 
آقای دکتر!
*درصورت صحت ادعای شما مبنی بر دینداری و صفای باطن اعضای انجمن حجتیه و پشتیبانی رهبر انقلاب و مراجع تقلید از ایشان؛ این سوال پیش می آید که مگر امثال آقای شریعتمداری (که بنابر گفته شما با وجود آنکه حقیقت را می داند ولی دروغ می نویسد!) خود را پیرو رهبری و ولایت نمی دانند؟ به نظر شما هدف آقایان از طرح اینگونه مباحث چیست؟ مطرح کردن خود یا عمل به وظایف محوله یا ...؟!
**بنابر گزارش های منتشره در بولتن های نه چندان محرمانه (!)؛ وهابی ها، در استانهای مرزی ایران و علی الخصوص جنوب کشور با بودجه های کلان، شیعیان را گروه گروه از مذهب خود بر می گردانند. بهایی ها در نقاط مختلف ایران فعال شده و در کوچه و خیابان اعتقادات مردم را مورد تردید قرار می دهند. مسیحی ها به راحتی جوانان مسلمان را در محافل عمومی خود غسل تعمید می دهند. گروه های شیطان پرست و بی خداها و دراویش و ... به شدت مشغول فعالیت هستند. فساد و فحشا و زنان خیابانی هم جزئی از جامعه متمدن ما شده است! آیا شما مطلع هستید که امثال آقای شریعتمداری و سایر مدعیان سکانداری فرهنگ کشور، در برابر این فاجعه فرهنگی چه تمهیداتی اندیشیده اند؟ آیا اصلاً برایشان اینگونه مسایل اهمیت دارد؟؟
***به نظر شما کجا داریم می رویم؟؟؟

پاسخ: به تعبیر آقای احمدی نژاد در بهشت زندگی می کنیم !
دوشنبه 13 آبان 1387, 12:58
  
دیروز در صحن مجلس آقای کردان شهادتین را خواندند و قضاوت مجلسیان در مقابل مدرک نا صحیح ایشان را به خدا سپردند
میخواهم بگویم که امروز دنیا دوستی و جا طلبی به جایی رسیده است که جاه طلبان خوشید را هم منکر میشوند و چنان موضع حق به جانب میگیرند که گاهی مواقع ملائک نیز دچار مشکل میشوند واین اصلا" دور از انتظار نیست چراکه اولی ، دومی T سومی و طرفداران آنان نیز بر همین اصل بودند
امروزه به میمنت حضور آقایان آنچنان حلال و حرام آمیخته شده که فقط صاحب الزمان قادر به تفکیک آن است و اوست که روزی پردههای حقیقت را کنار خواهد زد.
گر پرده برافتد نه تومانی و نه من
چهارشنبه 15 آبان 1387, 13:52
محب انقلاب
 
متاسفانه بعضی از مسئولین مملکتی با ساده لوحی فریب گروهکهای ضد انقلاب را خورده ( مخصوصا بهائیها و توده ایها) و در حالیکه مملکت در گیر جنگ تحمیلی و حملات ضد انقلابیون مسلح قرار گرفته بود به ناگهان همه حملات متوجه انجمن حجتیه شد و انگار که در سال 1360 و 1361 هیچ مشکل و مسئله ای غیر از انجمن حجتیه در مملکت وجود نداشت .
این بدگوئیها و تهمت زدنها آنقدر شدید بود که متاسفانه با توطئه حزب توده صدها خدمتگزار دلسوخته انقلاب را با برچسب انجمنی از اطراف انقلاب پراکنده کردند و از این بابت خسارات عمده ای نصیب انقلاب و مردم شده است .
مثل اینکه همان خط تخریب و توطئه مجددا فعال شده است . خدا رحم کند
سه شنبه 28 آبان 1387, 18:47

افزودن نظر


Joomlart